جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

729

تحفة الملوك ( فارسى )

ظاهر و در صورت ممدوح و نيكو است و از آثار عقل پنداشته مىشود و به كردار اهل عقل مىماند هرآينه در حق ايشان از آثار عقل نيست و به مقتضاى عادت و هواى نفس است ايضا . پس بايد كه عمل نمودن به اين آداب به مقتضاى عقل و اثر نور ايمان و از روى شعور و معرفت و قصد و نيت خير و خوبى باشد تا آن‌كه در همهء آن‌ها بر يك نهج و يك منوال باشد و اين‌كس از ابناى عقل و اهل آخرت محسوب گردد و به نجات ابديه و دولت سرمديه برسد و از قيد غم و الم و محنت جهل خلاصى يابد . از آستان پير مغان سر چرا كشى * دولت در اين سرا و گشايش در اين در است چون نقش غم ز دور ببينى شراب خواه * تشخيص كرده‌ايم و مداوا مقرر است « 1 » تحفه : [ 12 ] ، [ آداب سفر نمودن ] و از جملهء رعيت‌دارى و حق‌گزارى بدن ، كه رجوع بر رعيت‌دارى و حق‌گزارى نفس ايضا مىنمايد ، نظر و تدبير نمودن در حالت سفر و حركت نمودن او است از حالت سكون حضرى و از محل سكناى خود كه مخالف حالت اقامت نمودن او است در مسكن و از جملهء امور ضروريهء معيشت است ايضا . بدان‌كه در سفر مضار و مفاسد بسيارى مىباشد ؛ از قبيل تفرق بال و تشتّت قلوب و احوال و مفارقت اهل و عيال و اقربا و احبّا و ساير مألوفات و مفارقت وطن ، كه بر همه‌كس ناگوار و حب الوطن من الايمان است « 2 » ، و احتمال شدايد و مشقت‌هاى بدنيه و تحمل سرما و گرما و گرسنگى و تشنگى و قطع فيافى و طى منازل و عبور از آب‌هاى صعب و صعود بر كوه‌هاى بلند و هم و غم و حزن و اندوه و حل و تر حال و خوف و تشويش و بيدارى شب و تعسر امور و حفظ نفس و متاع و مال و صحبت اشخاص مختلفه و متناكره و متحمل شدن بلايا و محن و مدارات به ايشان و مصاحبت مكارى و جمّال و اخلال به امور دين ، از قبيل تحصيل علم و اشتغال به عبادات و امثال آن‌ها كه از امور دينيه محضه است و با فراغت خاطر و اقامهء در وطن و اجتماع اسباب حصول و تحصيل

--> ( 1 ) . ديوان حافظ ، ص 28 ، رقم 39 ، با تقدم و تأخر . ( 2 ) . الاسرار المرفوعه فى الاخبار الموضوعه ، ص 109 ، رقم 413 و العجلونى ، كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 413 ، رقم 1102 .